بتازونیت 0/1 درصد
بوووووق بوووووق بوق بوووووووووق و دِ برو دیگـــــــــه ، آقا حرکت کن ، آقا حرکت کن !!!!!!!!!!!
یه لحضه به خودم اومدم ، من کجام ؟! یه آقاهه داشت روی یه دفترچه کوچیک یه چیزیرو یاد داشت میکرد و مدام به طرف من نگاه میکرد ، داشتم نگاش میکردم که یکی به شیشیه ماشین کوبید ، مگه نمیفهمی حرکت کن دیگه . . . آره تازه فهمیدم ، عکس العمل های اون فروشده فکر منو مشغول کرده بود . . . وسط اتوبان نگه داشته بودم (خب اینجا دوتا تضاد داریم بچه ها ، یکی اینکه وسط اتوبان چراغ قرمر نمیزارن بعد یه عمویی که جریمه مینویسه ، بعدش من وسط یه چهار رای خلوت بودم) ولی واقعا اون آقاهه با موهای بورش منو تو فکر برده بود ، چرا وقتی داشتیم از مغازه ش بیرون میرفتم داشت اونکارارو میکرد ؟! نگاه کردم دیدم زیپ شلوارمم باز نیست ! جالب بود ، رفتم خونه و گرفتم خوابیدم . . . صبح یک روز آفتابی تابستان ، با سرحالی و شادابی از خواب پاشدم رفتم ، یه لیوان شیر برداشتم و رفتم جلوئه تلویزیون !
.... له حالم مه پرسه حالم ویرانه ، نیو دلم وه کوو ماستو دو ترشاوه .... PMC که داشت موزیک ویدیو کارگر رو نشون میداد ، رپر بوکانی لول :) راستی ما ستلایت نداریما ! از خونه همسایه سیم کشیدیم :)
اولین قُلُپ از نوشیدنی محبوبم . . .
قورت دادم . . . تیک تاک تیک تاک تیک تاک پووفففففف ! کارگر قشنگ روی صورتشم مثل ماست ترشیده شد :) چون همه ی نوشیدنی محبوبم که حالا شده بود دوغ روی تلویزیون بود ، ترش بود ! یکمیشو قورت داده بودم ، نزدیک بود بالا بیارم . . . لعنتی ، فهمیدم چرا داشت بهم میخندید ، تنها بطری شیر دامداران موجود توی یخچال مغازه شو برداشته بودم . . . اونم شب شنبه خریدمش ، مثلما سرم کلا رفته بود !!! ولی چرا واسم مهم بود ؟! منکه مثل بعضیا که فکر میکردن بعضیا رییس جمهور میشن طلا گرون میشه نبودم ، من فقط 1800 تومن پول داده بودم ! ولی یه چیزی گُم شده بود اینجا ، اعتماد من ! من روی شیر تاریخ تولید ندیدم ، پاک شده بود ، ولی اون گفت آره الان اومده ! من بهش اعتماد کردم و حالا باید قبول میکردم که کارم اشتباه بوده !
آدما تو هر صنفی خوب و بد دارن ، حتی تو صنف پزشکا ! پزشک داریم که نگهبان شب کارخونه نیمه ساخته میبود بهتر بود ، با این شخصیتی که داره ! خلاصه بهت بگم نگا نکن طرف تحصیل کرده ست آدم فهمیده ایه ، تحصیل کرده دیدم مثه گاو بوده رفتارش ! ولی راننده تاکسی دیدم شعورش اندازه استادم بوده ، خیلی هم محترم و با شخصیت ، خیلی وقتا دنبال دلیل مشکلات میکردم ، دلیل عصبانیت ها ، دلیل خیانت ها ، دلیل عقده ها ! ولی هیچ وقت به جوابش نرسیدم ، تو همشون یه چیز مشترک و یه چیز متفاوت هستش ! هرکی میدونه پایین بگه بی زحمت ، داشتم پست های قبلمو میخوندم ، شاید فکر کنین من یه آدم عصبی هستم که زود جوش میارم و میام میریزمش اینجا ! ولی خوب اینطوری نیست حقیقت چیزی گمشده ست ، من این تم اعتراضی رو توی بیشتر پستا دارم دلیلشم مشکلیه که خودم با دنیا دارم و هیچ دلیل دیگه ای نداره ، نصفه شبه و کسی اینجا نیست تریبون شو بهش بسپارم . . . میگن کنکور امسال آسون بوده ، به نظرم مشکوکه !

چیزی که داری از دست میدی عمرته ، چیزی که تکرار نمیشه ! زندگی چیزی جز لبخند زدن و خوشگذرونی نیست ، به دوستای قدیمتون زنگ بزنید ، به پیرزن همسایتون سلام کنین ، حالشو بپرسین و براش خرید کنین ، قطعه های معروف بتهوون رو گوش بدید ، آرامش داشته باشید و اینقدر خودتون رو درگیر مشکلات مسخره ای که توی روز داشتید نکنید ، یه لحضه با دوتا دستاتون سرتون رو نگه دارید و بگید شماها نمیتونید حال منو خراب کنید ! اگه تونستید اینکارو بکنید و زندگیه آرامی داشتید بدونید که راز دنیارو فهمیدید ، همه آدما تو هر سنی ، شغلی ، مرتبه ای مشکل خودشون رو دارن ، لازم نیست خودتون رو با هیچ کس مقایسه کنید ! این شمایید ، کسی که الان داره این کلمات درهم رو میخونه ، آره خود تو ، تو میتونی زندگی عالی داشته باشی ، همونطور که من دارم ! فقط کافیه نسبت بهش حساس نباشی ! یادتون باشه همیشه نباید بدبین یا خوش بین باشید ! بالانس داره و رعایت باید بشه !
من و بیسکویت های ساده گندمیم روزهای خوبی رو براتون آرزو میکنیم ،دوستانم ، مردم شاد ایران و تیم والیبال عزیز ، موفق باشید !