آهای گوسپند !
دوستی های چند روزه !!! دوستی های الکی فقط بخاطر جذب اعتبار نزد دیگری !! افتخاری ناخوانده از سوی آن مرد کنار درخت !! اوه اوه نگاش کن داره میاد ... روتو اونور کن !!!! - قوبرونت بند کیفتم $$$
اومده از کارم رد شده میگه امین جان چه خبر با کلاس زبانت چیکار کردی ؟!!! آخه یکی نیس بگه به تو چه ربطی داره ؟؟؟ آخه یادت نیس سره کلاساسی فرررررررررری دیسکایشن تون چجوری هفتبله کوو تون کرده بودم ؟!! - آره دیگه امین جون ما داریم دیپلوممون رو میگیریم (دیپلم زبان : واژه ای آشنا در میان همسالان ، یعنی خیلی از زبان حالیمونه .... خدا پدر و مادر مدیران این آموزشگاه شکوه رو بیامرزه که یک عمـــــــــــــــــره این بیچاره ها رو تو کف گذاشتن و یه امید این دیپلم چه قدر تو برف و بارون اینارو چزوندن!)
اشاره ای به کاربرد دیپلم زبان : [مثلا هنگامی که در یکی از بزرگترین پاساژ های دوبی قدم میزارن میتونن با ایما و اشاره به شخص عرب بفهمونن که پارچه مورد نظر نباید از جنس پشم شتر باشه]
" آی گوجه ، گوجه کیلیویی N تومان !!!
شورباو باینننجان: گوجه بخر ، ببر خونه تو آب داغ بجوششون ، بعد کمی بهش نمک بزن واین بهترین غذا برای فرد روزه دار !!! "
مرغ سحر ناله سر کن !!!!!
نه نه آغا چی چی رو ناله سر کن ؟!!!
مرغ به این گرونی !!! با این ابهت !!! با این شخصیت پاشه بره ناله سر کنه ؟؟!!!
ای بابا ، این چه وضعشه ، پاشین یه استودیو جور کنین ترانه قوقولی قوقو رو باید ظبط کنیم !!!! (با ریتم 6/8)
7 ماهه این بیولوژی کمبل رو گذاشتم بخونم !!! باو کنین حرص این 35 تومنم نمیاد !!
در آن واحد که میرم برش دارم 3 اتفاق میوفته .....
وحله اول : ناگهان یک جرقه شکل میگرد !!! (برو وردار اون کتابو ، بدردت میخوره .... مریضه گفتم چمه باس به صورت علمی بهش بگی) [امین جون گوش نده ، اگه دووکتوور شدی میشی مثه این دکترای الان ، از در که وارد شدی اول دکتره یه آلارم میده میگه نزدیک تر نیا همونجا واسا ، بعدش با توجه به قیافت یک نسخه پیچیده شده ر انتخاب میکنه و پرت میکنه طرفت] من |:
وحله دوم : ناگهان من به این فکر میرسم که باس به صورت علمی به طرف بفهمونم چشه ... پس بعد از یک حرکت آکروباتیک به طرف کتاب معلق میرم .... (امین تو میتونی ، ای سپایدور من) [نگاش کن ، نگاش کن عین مگس داره میره طرف قند]
وحله سوم : من در حالی که کتاب به دستمه و دارم ورق میزنم یاد کاک قاسم فروشنده محل میوفتم !!!!! ای دل غافل تو که 250 ریال بدهکاری .... (ول کن بابا من با بالا هماهنگ میکنم اینو یاد داشت نکنن !!!)[بابا غلط کردم فکر منفی شدم ، بابا درستو بخون ول کن ، با 250 ریال تو هیچی نمیشه]
وحله چهارم : من در حالی که دارم روی برگ های درختان کنار مغازه قدم میزنم ، به کارهای نیک خود می اندیشم !!!!! والبته به شغل خودم به عنوان کارمند ساده بایگانی ثبت احوال شهرستان بوکان میبالم !
قدیما خیلی باحال بود ... ولی ما نبودیم ...
بعدنا هم خیلی باحاله ... ولی ما نیستیم...
***********************************************
داد نزن ، میدونم حالت خوش نیست !!!

***********************************************
بدون شرح های اضافی :
7500 تومان
