حالا ریاضی رو که هیچ یه سری تبصره هایی هست آدم استفاده میکنه حیف و میل نشه ولی منظور طراح سوالات نهایی از بیان این جمله مرموز در آخر "راهنمای تصحیح" ورقه های نهایی چیه ؟! آیا ما همگی درگیر یک عملیات سازماندهی شده هستیم ؟! آیا همه مان قبول میشیم ؟! آیا برای امتحان زمین شناسی که در حد المپیاد بود این جمله کاربرد داره ؟! یه دوستی داشتم که همیشه میگفت : تا شقایق هست زندگی باید کرد ، حالا بماند اسم مخاطب خاصش شقایق بود ، مهم نیست ، مهم اینه که آدم نباید امیدشو از دست بده ، همین آقای جواد خیابانی ، که میگه بله الان ساعت 12:05 دقیقه ست ، یعنی ما الان تو فردا هستیم ! یه همچین آدمی تونسته با یه مدرک تابلو بره صدا و سیما ! حالا منظور ؟! والا ما باز یه سری دوست داشتیم که میزدنن سر و کله خودشونو داغون میکردن با این مضمون که امتحان کم گرفتیم ضریبش واسه کنکور نمیدونم 25 درصده و چرت و پرتو ،دیگه نفت تهران و علوم پزشکی تهران و ... قبول نمیشیمو بدبخت شدیمو اینا ، داداچ ! شما امسال دیپلم میگیری خیر سرت ،اون چیز نرمه خاکستری که تو فرق سرته رو یکم ازش بهره ببر ، پردازش کن مسائلو ، والا . . . بشین یه بستنی بردار بیار جلو تلویزیون رو کاناپه لم بده بزن بر بدن ! چشات رو ببند و اشکال هندسی بساز ! برو بیرون تو پارک عین دیونه ها دستاتو باز کن بدو ! زندگی همینه ! والا من یه مدت سخت گرفتم نتجه ش شد ، 17 سانتی متر ریش و دوری از محیط آشپزخانه و افتادن کنج خونه ! داداشچ ، همه عالم که نباید دکتر بشن که ، همه که نباید مهندس بشن ! توجهتون رو به دیالوگ زیر جلب میکنم . . .

جک و آلیس دو دانش آموز سال آخر دبیرستان هستند که آخرین بار همدیگه رو تو مجلس رقص دبیرستان دیدن ، و حالا بعد از گذشت 2 سال همدیگه رو تو محیط دانشکده ام آی تی میبینن !

جک : وای خدای من هه هه هه سلاااااام من تورو میشناسم ..... یادته ؟! مجلس رقص ، دبیرستان شیکاگو ، من ازت خواستم باهام بیای !!!

آلیس : وای خدای من جک ، چقدر عوض شدی ، چقدر عجیبه من چند وقت پیش داشتم عکسای اون شب رو نگاه میکردم ، محشر بودیم . . .

جک : من امروز اومدم تا با محیط دانشکده تون آشنا بشم میخوام انتقالی بگیرم اینجا ×

آلیس : اوه جک تو همیشه یه دانش آموز عالی بودی همیشه نمره A کلاس بودی . . . راستی رشته مورد علاقت رو میخونی درسته ؟!

جک : آره آلیس ، رشته مورده علاقه من پرستاری بود که دارم تمومش میکنم ،من عاشق این رشته م ، چون عاشق کمک کردن به مردم هستم و وقتی میبینم میتونم بهشون کمک کنم لذت میبرم. . .

آلیس : این فوق العاده ست جک ، خوشحالم که اینطور خوشحال میبینمت ، من هم اینجا دارم مدیریت میخونم ، من عاشق مرتیب کردن و کار در ادارات دولتی هستم ، امیدوارم به آرزوم برسم و یه شرکت تبلیغاتی باز کنم.

جک : بسیار عالی ، چطوره دانشگاه رو تو به من نشون بدی ؟!

آلیس : عالیه ، راستی نهار که سرت شلوغ نیست . . . . . .


خوب دوستان برای مثال این دیالوگ رو صحنه سازی کردم تا یه چیزی رو بهتون بگم که باعث آشفتگی روحی روانی خیلی از ماها دانش آموزا شده ، در واقع مقصر هم ما نیستیم ، بلکه ، جامعه ، سطح تفکر مردم ، والدین ، خویشاوندان و دیگر موارد تاثیر گذاره که باعث شده این مشکل و دغدغه بوجود بیاد .

مسئله جوی هستش که جامعه بوجود آورده ، سیستم آموزشی کشور طوری تنظیم شده که قبولی در دانشگاه ها و رشته های نسبتا خوب و عالی نیازمند یک رتبه عالی در کنکور سراسری هستش ، کنکوری که از 3 سال آخر تحصیل شخص یعنی سال های دبیرستان گرفته میشه ، و شخص در طول چند ساعت باید چیزایی که توی این چند سال یاد گرفته ، با  جزئیات ، دقیق و بدون مشکل در حضور تست های نسبتا مشکل سازمان سنجش به صورت جواب های چهارگزینه ای وارد کنه ، که واقعا سنجش درستی نیست . دانش آموزی که این چند سال وقت خودش رو برای کنکور گذاشته همیشه تجسم کرده که اگه وارد دانشگاه بشم همه چی حله دیگه اونجا مهم نیست مهم قبولیه کنکوره ، سازمان سنجش طبق آماری که از سال های 60 تا 70 گرفته باید یه چیزی براش روشن میشد که چرا بیشتر فارغ التحصیلان از نظر علمی دچار کمبود های فراوانن ؟!

دانش آموز باید بره ، 200 بار عربی 1 ، 2 ، 3 رو بخونه ، ادبیات همه سالها ، درسای تخصصیش ، فیزیک و شیمی ، و ... همه و همه تا بتونه ملکه ذهنش شه ، گیریم قبول شد ، رفت دانشگاه ، میخواد استراحت کنه ، معدل 14 . . .واحد ها پاس ، همه در حد شب امتحان ، قبولی . فارغ التحصیلی ، متاسفانه آمار شرکت در آزمون کارشناسی ارشد 1/4 تعداد شرکت کنندگان در کنکور کارشناسیه ، دلیل چیه ؟! این دانشجو با این سطح علمی ضعیف باید مسئولیت هایی رو تو جامعه قبول کنه دیگه . . .

همه اینا دست به دست هم میدن ، تا ، پول جای علاقه رو بگیره ، شخص بدون علاقه کارشو انجام بده ، جامعه باز لنگ شه ! شما بزار دانشجو هرچی میخواد بخونه ، ولی ، توی دانشگاه سخت گیر باش آقای سازمان سنجش ، اینجوری شخص اون رشته مورد علاقه شو انتخاب میکنه و مطمئنا توش موفق میشه چون عاشقشه ، جک با وجود معدل A بودن در دبیرستان وارد دانشکده پرستاری شده ، چون عاشقش بوده ، اگه اینجا این حرفارو بزنی میگن ، اه اه اه پرستاری ؟!!!! واسه مررررررد ؟! حرفشم نزن ، برو درستو بخون پزشکی قبول شی !

آره پزشکی ، پزشکی که درصد زیستش 40 درصده ولی عربی و ادبیاتش 90 درصد ، یعنی چون بلده صیغه های عربی رو مثه بلبل بلغور کنه میتونه بره پزشک شه ، بعدش دیگه یه عمومی بگیره و تجویز اشتباه و طرف مجبور شه بره پیش پزشک پروازیو ، ویزیت 80 تومنیو . . . هی هی هی ! اصن ولش کن ، بیخیال ،بریم یکم عربی حفظ کنیم دانشگاه قبول شیم .