درخشش ابدی یک ذهن پاک
باز بوی مهر اومد ، البته این مهر امسال من با سایر مهر ها خیلی تفاوت داره ، من تصمیم گرفتم در این ماه ، جیره گردو هام رو دو برابر کنم ، شب ها کنار شومینه کتاب مورد علاقه م "انسان ها دروغ میگویند" رو بخونم ، و سعی کنم اوقات خوشی رو سپری کنم چون : Winter Is Coming ! و صد البته امتحان ورودی دانشگاه ها که امتحانی بسیار سخت و طاقت فرساست و از 4 سال دبیرستان میاد رو تو ذهنم تصور کنم ، داشمون تحقیق پژوهش کرده در زمینه ی آب و هوای ایران در زمستان امسال ، به این نتیجه رسیدیم که زمستان امسال بسیار شباهت داره به زمستان سال 1383 ، جالبه اون سال برف نسبتا خوبی اومد !
یه عده آدم هستند که جوگیرن ، نمیتونن مثل آدمای دیگه با شرایط کنار بیان ، یه عمویی بود که از پیرن سیاه و ریش زیاد و کیف چرمی فول آف ساندیس مبدل شدن به دانشجوی محترم با ابروهایی کشیده و پیرن صورتی و کیف پول فانتزی ته شلوار جین کیسه و :| واقعا باید ظرفیت ظرفیت هارو برد بالا ، اینجوری نمیشه !
از مدل آدمای جوگیر شهردار قبلی بوکان رو هم میشه مثال زد ، 10 روز مانده به برکناریش شروع کرد به اسفالت کردن خیابون ها و کوچه های 2 متری کل بوکان ، طرح های عمرانی که سالها بود خواب بودن دوباره زنده شدن ، کارنــاوال های شادی در بوکان برگذار شد ، مردم هپی شدن ، شهردار خواست آبرویش را بخرد اما تموم شد داداااااش ، چی فک کردی پیش خودت ؟! فک کردی حواسمون بهت نیست ؟!
یه مدل دخترایی هستن که میان سوپر مارکت ، میگن : ببخشید شکلات مترو دارین ؟! لطفا با یه آبمعدنی ، چقد شـــــد ؟! بعدش از توی کیف آبی خوشکلشون که خالشون از سفر ترکیه واسش خریده یه دو تومنی خیلی آبی تر درمیارن :)اوه مای گاد چقد فانتـــــزی
توی کشور ما یه چیزی هستش که از آدما با درایج بسیار بالا وجود داره تا میاااااااد به پایین ، خیلی به وفور بین خودمون هستش و به نحوی به خاطر شرایط ایجاد شده ، همه مون تبدیل شدیم بهش ، بله ، مشکل "گشادی" واقعا بعد از مدتها تحقیق وپژوهش با "دبیران زیست شناسی"[ ههههه ] به این نتیجه رسیدم که مشکل اساسی کشورمون نه تحریمه ، نه نفت ، نه گشت ارشاد و نه خانه سینما(البته این یکی با کمک دولت تدبیــــــــــــــروامید حل شد) ، نه یارانه و نه موی سر جوانان ما .... بله ، خانه از همون آجر اول اشتباه گذاشته شده ، از روزی که قول مجانی شدن خیلی چیزا داده شد ، همون وقتا بودش که ملت گفتن بابا دیگه حله ، میشینیم خونه نوشابه کانادا میخوریم ، تخمه میخوریم و فوتبالمونو میبینیم ، از همون وقتا ، یه چیزی زیر باسن عباس آقا قصاب شروع به تلنبار شدن که توی باسن هممون پیدا میشه ، گشادی شروع کرد به همه گیر شدن ، مثل یک بیماری مسری همه اعضای جامعه رو دچار خودش کرد ، رئیس بانک ، کارمندان ، دوچرخه سازان ، ساندویچی های شهر ، تعمیرکاران ، خود شما[!] ، و خیلی های دیگه رو دامن گیر این مسئله کرد ، چرا وقتی بندری سفارش میدهیم گوجه اش خیلی کم است ؟! این یه مثاله ، چون طرف گشاد بوده و نتونسته بره گوجه بخره ! چرا وقتی میخوایم بریم ماست بخریم ، نمیریم ؟! چون گشادیم ! چرا امور کشور به سرعت حرکت نمیکنن و همه چی خوب نمیشه ؟ چرا همه چی مشکل داره و هیچی سرجای خودش نیست ، وقتی با راننده تاکسی سر رفتن به کوچه دعوا میکنی ، این گشادی راننده ست ، چون ظهر رفته بانک کارمند بانک از روی گشادیش بهش گفته فردا بیاد ، کارمند بخاطر نداشتن ماچ مانی اضافه کاری روی حسابش که ناشی از گشادی رئیس بانکه ناراحته ، رئیس بانک از گشادی تعمیرکار ایرانخودرو که ماشینش رو به موقع تحویل نداده ناراحته ، و مجبور شده امروز کلی منتظر اون تاکسی باشه که حاضر نبوده سرکوچه بیاد ! وات دِ هِل ؟! وات دِ ف*ک ایز گوینگ آن هیر ، این زیس کانتری ؟! وات ایز دِ پرابلم ؟! ایز گشادی سسپانسبل آف آل زیس پروبلمز ؟! آی سینک سوووو :)
البته من چاشنی عقده رو هم به مسئله ی گشادی اضافه میکنم ، طرف چون خودش نمیتونه ، نمیخواد توهم بتونی ، تا هم سطح خودش باشی ، تا وقتی باهات حرف میزنه یه چیزی داشته باشه که باهات بحث کنه ، اگه تو مثل اون نباشی و موفق باشی ، مسلما نمیتونه باهات بحث کنه ، و بازنده میشه ، اونا از اینا میترسن ، خداییش باید قبول کنیم ملتی هستیم که باید سالها تحت درمان قرار گرفته بشه ، از آقای روحانی میخوایم اینم رو هم در دستور کار دولت جدید قرار بدن ، متچکریم ! ...... چی ؟! نمیتونه ؟! بابا طرف رئیس جمبوره چطور نمیتونه مردمو درمان کنه ؟! نه بابا این حرفا نیستش ..... شا کیلید دستشه ، میتونه ! .....آها ازون لحاظ ؟!
"خواجه در بند نقش ایوان است خانه از پای بنـــد ویرانست" (سعدی)
دانلود تیتراژ اخبارشبکه 1 ، آهنگساز وتنظیم کننده ، استاد ناصر چشم آذر که ما قبلا هم ارادت داشتیم خدمتشون ! Download
وبلاگ نویس ها در فصل سرد فعالیتشون بیشتر میشه ، همین دور و بر نشستیم و هستیم باهاتون در ماه های سردِ سرد ، داریم نارنگی میخوریم و به دنیا فکر میکنیم ....
اثری زیبا از بزرگمهر حسین پور :)





















